عیش خماری

به هیچ چیز آدمهای این دنیا فکر نکن، قهوه ات یخ کرد

عیش خماری

به هیچ چیز آدمهای این دنیا فکر نکن، قهوه ات یخ کرد

دیگر مهم نیست ...

شنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۴۵ ب.ظ

دستهایت را میگیرم و قدم میزنیم میگویی غمگینی؟

میگویم نه! ... مکث میکنم و زمین را نگاه میکنم و دوباره میگویم: نه ... یعنی نمیدونم! 

در کوچه های بلوار باغچه بان راه میرویم چقدر قشنگ شده است این روزها دیشب هم که نم باران زده ...میگویم این باد را ببین که چقدر دارد سعی میکند در بین دستهای گره کرده ی ما که در هوا تکان میخورند خودش را جا بدهد، کاش کسی بود که به او میفهماند تلاشش بیهوده است ... و من به چرت گفتنم ادامه میدهم  و تو فقط میخندی بعد من می ایستم چشمهایت را نگاه میکنم و لبانت را میبوسم و دیگر مهم نیست من غمگین هستم یا نه! درست مثل همه ی حرفهای این مردم. اصلا بگذار آنقدر به قدم زدنمان ادامه بدهیم تا این خیابانها خسته شوند بیا یک گوش هدفون را بگیر ببین این آهنگ «هر روز پاییزه» چاوشی چقدر قشنگ است. هیس فعلا فقط گوش کن بعد برایت میفرستمش ...
«لعنت به این دیوار/ لعنت به این آوار/ من زیر آوارم ...»


و تو هم دیگر سوالت یادت رفت ... بهتر!

  • ۹۶/۱۲/۲۶

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.